نــگآره های بـهارنـآرنجــی

پاییزم، با رنگ و بوی بهار

نــگآره های بـهارنـآرنجــی

پاییزم، با رنگ و بوی بهار

نــگآره های بـهارنـآرنجــی

خدایا تا اینجا قلبم را نگاهداشتی
زین پس محکم تر نگهش دار....


وَ اَن لَیسَ لِلانسانَ الّا مَا سَعی

و اَنّ سعیهُ سوف یُرَی

نجم/29.30


نویسندگان

کوچه ...شعری که منو هوایی میکنه

بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه

گذشتم

 

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو

گشتم

 

شوق دیدار تو لبریز شد از جام

 وجودم

شدم ان عاشق دیوانه که

بودم 

در نهانخانه ی جانم گل عشق تو

 درخشید

باغ صد خاطره خندید ، عطر صد خاطره

 پیچید

یادم امد که شبی با هم از ان کوچه

 گذشتیم

پر گشودیم و در ان خلوت دل خواسته

 گشتیم

ساعتی بر لب ان جوی

 نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم

سیاهت 

من همه محو تماشای

نگاهت 

اسمان صاف و شب

 ارام

بخت خندان و زمان

 رام

خوشه ی ماه فرو ریخته در

 آب

شاخه ها دست بر اورده به

 مهتاب

شب و صحرا و گل و

سنگ 

همه دل داده به اواز

 شباهنگ

یادم امد تو به من

 گفتی

از این عشق حذر

 کن

ساعتی چند بر این اب نظر

 کن

اب ائینه ی عشق گذران

 است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران

 است

باش فردا که دلت با دگران

 است

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر

کن 

با تو گفتم حذر از عشق

 ندانم

سفر از پیش تو هرگر نتوانم ،

 نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر

 زد

چون کبوتر لب بام تو

 نشستم

تو به من سنگ زدی من نرمیدم

 نگسستم

باز گفتم که توصیادی و من اهوی

 دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و

 گشتم

حذر از عشق ندانم ،

 نتوانم

اشکی از شاخه فرو

 ریخت

مرغ شب ناله ی تلخی زد و

 بگریخت

اشک در چشم تو لرزید      

 

ماه بر عشق تو

 خندید

یادم اید که دگر از تو جوابی

 نشنیدم

پای در دامن اندوه

 کشیدم

نگسستم ،

 نرمیدم

رفت در ظلمت شب ، ان شب و شب های دگر

 هم

نگرفتی دگر از عاشق آرده خبر

 هم

نکنی دیگر از ان کوچه گذر
هم

 

بی تو اما به چه حالی من از ان کوچه گذشتم

  • بهارِ نارنج

نظرات  (۸)

بی تو اما به چه حالی من از ان کوچه گذشتم..... خاطره انگیز... مرسییییی
پاسخ:
خواهش میکنمبا تشکر از فریدون مشیری
این یک هدیه الهی است پس لطفا تنها به خواندن مطالب درج شده اکتفا نکنید. شروع این تجربه در گرفتن خودآگاهی است. از هریک از دوستان که به وبلاگ مراجعه میکنند درخواست میکنم به پست خودآگاهی مراجعه کرده و این هدیه الهی را دریافت کنید.
عزیزم سلام من در مورد نویسنده خوندم خیلی جالب بود بهم حس خوبی داد این پست هم که شعر زیبای آقای مشیری و جانمان را تازه کرد دوست دارم دنبال کنم پست هات رو،تمایل به تبادل لینک داری سمانه جان؟
پاسخ:
بله حتما
شعر بسیار زیبایی بود من عاشق این شعر فریدونم سلام دوست گرامی وبلاگ زیبایی داری خوشحال می شم به وبلاگ منم سر بزنی اگه با تبادل لینک موافقی خبرم کن
پاسخ:
بله حتما
  • ماهی نقره ای
  • سلام دوستم خیلی این شعر رو دوس دارم ولی کاملش رو نخونده بودم مرسی ی ی ی ی ی بوووووووووس
    این شعرو خیلی دوست دارم. خوشحال می شم به وبلاگ خودتون هم سر بزنید منتظر نظرات زیبای شما هستم.
    داستان هم دوست دارید!؟
    پاسخ:
    وبتونو دیدم داستای خوبی توش هستممنون
    سلام دوست گلم. خسته نباشین. خیلی وبلاگ زیبایی داری. اگه تمایل داری یه سر به من بزن با هم تبادل داشته باشیم.
    پاسخ:
    سلام.ممنونم./قابل شمارو نداره/سر زدم وبلاگ زیبایی داریدبله موافقم فقط اگه ممکنه یکم در مورد موضوع وبتون توضیح بدید
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">